تبليغاتX
king1992

king1992


فقط همین...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 17:52 توسط mohammad |


پسرا:
                                               پیرایش گلها

                                       اصلاح و شستشوی سر


                                                 ساعت کار :


     صب9الی13   

                                       

                                          بعد از ظهر 16الی21شب


                                             آدرس:..................

دخترا:

                                  آرایشگاه گلها صد سال جوانتر شوید !i!


                                       ارائه ی کلیه ی خدمات زیبایی...


                                     آرایش صورت با مواد کاملا امـریـکـایـی


                            ارائه ی آرایش های 3بعدی , 4بعدی , 6بعدی(جدید)


                               آرایش های اروپایی,مصری, خلیجی, افغانی و...


           رنگ مو ,مش یخی ,دریایی ,آبکی,سنگی, رنگین کمانی,فضایی و...


          شینیون به سبک بلغارستانی بمدیریت خانم(...)از بلغارستان


        پاکسازی جوش های صورت ,روتوش,صافکاری با مواد کاملا طیبعی


                 برطرف کردن انواع کک ومک ,جوش, جای جوش ,سایه جوش و...


               فوق تخصص سایه های دوجداره ,نسوز, محو چشم,لب,بینی و... 

             

               سایه های خطی ,مینیاتوری ,خرچنگی,ابروباد, ماه و خورسید و...    

         

            متخصص دوخت مو , هیرا اکتنشن , بافت مو با مهره و کاغذ و مداد   

        

                 طراحی روی ناخن , چشم , لب ,گوش ,حلق ,بینی و...     

       

(قابل توجه خانم های محترم بعلت پرشده صفحه برای اطلاع کامل با شماره های زیر تماس ویا به آدرس زیر مراجعه فرمایید )


             خط اول: ..........

تلفن:

            خط دوم: ..........

     


            خط اول:........

همراه:

           خط دوم:........



آدرس:......................

            

                                           


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 22:0 توسط mohammad |


دستمو بگیر .... میخوام بیام پیشت





سلام سلام ....بچه ها نظرتون چيه در مورد سوالاي من؟ كه خودم به ذهنم رسيد ؟:


1:  عاشقاي واقعي واقعا بهم ميرسن؟

2: درسته ميگن اون دنيا عاشقا بهم ميرسن؟

3: عشق اينترنتي واقعا حقيقت داره؟‌

4: اگه عشق اينترنتي واقعيت نداره چرا اكثرا بازم تن ميديم به اينجور دوستي ها؟



هر كي نياد و نظر نده كشتمش

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 17:29 توسط mohammad |



بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی درسراسر اماکن خصوصی وعمومی کشور ؛

به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در

حال برگشت از مهد کودک است.

1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!

 

2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس :

همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟

 

3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.!!

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !

 

4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.

صداش خیلی عجیب غریب بود.

یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد ! 

 

5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟

 

6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

 

7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!

 

8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟

 

9) خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 17:26 توسط mohammad |


           My Friends


امشب يه مطلب به ذهنم رسيد چند تا سواله...فكر كنم متنوع باشه اكثر وبلاگ ها شعر متن عكس داستان ميزارن .


دوستان گل تا از اسامي كه فكر ميكنيد بهترين جواب رو در باب مسابقه دادن بزاريد به صورت كامنت

تا در اخر ببينيم 5 برنده برتر كي ميشه..






سوالات:

سوال اول: چرا نت مياي؟  به نظرت وابسته شدي؟ دليل اومدنت رو واقعا بگو؟


سوال دوم:چرا بعضي ها تا ميگي شمارتو دوست داشتي بده جبهه ميگيرن انگار بهشون فحش دادي و در مورد آدم فكر بد ميكنن؟يعني شماره گرفتن عمل زشتيه واقعا؟


سوال سوم:از نظر من كسايي كه تو چت روم ها ميرن تو اين دسته ها ميبينم.

يا زشتن كه بيرون نت نميتونن با كسي رابطه داشته باشن و ميان تو نت حالا با دروع پردازي از وضع زندگيشون عقده گشايي ميكنن

يا تو خونواده شايد مرفه باشن ولي روابط عاطفي برقرار نيست و احساس تنهايي ميكنن و دوست دارن با يك غريبه دوست بشن؟ 

ياافرادي هستند كه يا در كنكور يا مراحل مهم زندگي شكست خوردن نميدونن برنامه ندارن از بيكاري پناه ميارن به محيط مجازي

يا احساس مسئوليت زندگي و تشكيل ازدواج ندارن. و تو محيط مجازي ميان روزها و ساعات بگذرن و به چيزي فكر نكنن

نظر شما چيه (با حفظ احترام لطفا )


سوال چهارم: به نظر شما بهتر نيست به جاي اينكه با يك نفر دوست شد كه بعدا شكست بخوري و وابسته بشي و ضرر بببيني كه 90 درصد رابطه ها همينه..بدون استثنا و شك !

خونواده ها و جامعه طوري باشه كه همه بهم اعتماد كنند و بشه راحت شماره گرفت و داد .و روابط اجتماعي  و دوستانه داشته باشيم.. طوريكه مادر پدر داداش بتونه راحت گوشيمونوكنترل كنند و حتي خودشون هم با طرف بحرفن؟

بهتر از اين نيست كه سخت گيري كنند كه مخفيانه زير پتو اس ام اس بدن يا با دختر خاله عمو .....ميرن خيابون سريع عقده هاي چند روز پيش رو خالي ميكنند و قول قرار و از مدرسه فرار ميكنند يا تو دانشگاه ميرن سريع جذب يكي ميشن چون كمبود محبت داشتن تو خونواده؟




ممنون از لطفتون.شکلکهای مژی جوووووون

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390 15:35 توسط mohammad |



ایا وافعا حقوق زنان رعایت نشده است؟

:53:

در کودکی:  پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد

دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟


در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .


در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند


در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.


در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!


در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.


هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند


هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.


کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند

دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390 21:25 توسط mohammad |


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390 15:4 توسط mohammad |



گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه10، زوج خوشبختی رو دیدم که با هم زد و خورد میکردن

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com
طبقه 9، "پیتر" محکم و قوی رو دیدم که داره گریه میکنه

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه 8، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستشه

گروه اینترنتی  | www.Persian-Star.net

طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه 6، "هنگ" بیکاره و هنوز در روز هفت تا روزنامه می خره تا یه کار پیدا کنه

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه 5، آقای "وانگ" که خیلی محترمه سعی میکنه لباسای خانومش رو بپوشه

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه 4 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

طبقه 2، "لیلی" هنوز به عکس شوهرش که از شش ماه پیش گم شده خیره میشه

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

الآن فهمیدم هر کسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره

گروه اینترنتی  | www.RoozFun.com

آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن

گروه اینترنتی  | www.Persian-Star.net

فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست ...


پی نوشت :
شاید خیلی وقت ها قدر داشته هایمون رو اونطور که باید، نمی دونیم و به نوعی عرصه زندگی رو بر خودمون تنگ می کنیم که انگار حاصل عمرمان تمام غمها و ناملایمات دنیاست و دیگران ازش سهمی ندارند در حالیکه اگر قدری عاقلانه تر فکر کنیم می بینیم که دیگران هم فقط شادیها و موفقیت هاشون نیست که دستمایه ی زندگیشونه؛ و بقول این شعر زیبا :


زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم
همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم

حسرت رد شدن ثانیه های کوچک
فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم

تشنه لب، عمر بسر رفت و به قول سهراب
آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم

+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390 13:24 توسط mohammad |


1- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از  یکی دیگه بپرسید

2- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید  رو بوق

3- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

4- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو  عوض کنید

5- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

6- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!

7- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید

8- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید

9- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید

10- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

11- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

12- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

13- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

14- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

15- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید

16- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

17- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

18- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

19- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

20- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید

21- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید 

22- توی خیابون به یه قسمت از لباس یه دختر خیره بشید و بزنید زیر خنده (نمی دونید چه حالی می شه)

23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه

24- جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید

25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390 20:26 توسط mohammad |


اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی کنه!!
روز عروسی، ساعت ۱۲ ظهر از خواب بیدار می شه… خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!
ساعت ۶ بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله…عروسی دعوتیم..!
بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش…! می پره تو حموم…
توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره…!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)
ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون…
ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهره…هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت…!
تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!
کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره…!
خلاصه…بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!)
ساعت ۸ شب عروسی شروع می شه، ساعت ۹:۳۰ شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390 20:12 توسط mohammad |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام دوستان گلم خوش اومدین به وبلاگ خودتون
امیدوارم لحظات خوبی داشته باشین
نظر یادتون نره
میتونید با هدفون یا اسپیکر به اهنگی که گذاشتم گوش بدید
خوش بگذره
یا حق


صفحه اول
E-mail



نوشته های پیشین

هفته چهارم اردیبهشت 1391

هفته دوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل بهمن 1390
هفته سوم دی 1390
هفته دوم دی 1390
هفته دوم آبان 1390
هفته چهارم مهر 1390



پیوندها

چت روم فارسی
وبلاگ پیام نور نقده


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin